درکیش عشق
|
در کیش عشق آتش به جانم افکند شوق لقای دیدار
|
از دست رفت صبرم ای ناقه پای بردار |
|
ای ساربان خدا را پیوسته متصل ساز
|
ایوار را به شبگیر شبگیر را به ایوار |
|
در کیش عشق بازان راحت روا نباشد |
ای دیده اشک می ریز ای سینه باش افکار |
|
هر سنگ و خار این راه سنجاب دان و قاقم |
راه زیارت است این، نه راه گشت بازار |
|
باز ایران محرم شرط است آنکه باشد |
غسل زیارت ما از اشک چشم خونبار |
|
ما عاشقان مستیم سر را از پا ندانیم |
این نکته ها بگیرید بر مردمان هشیار |
|
در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم |
بر ما مگیر نکته ما را ز دست مگذار |
|
در فال ما نیاید جز عاشقی و مستی |
در کار ما بهایی کرد استخاره صد بار |
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۸ ب.ظ توسط مجید
|